محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
268
مجمع الانساب ( فارسى )
السلطان العادل پادشاه اسلام غازان محمود بن ارغون خان در صد هزار قرن سپهر پيادهرو * نارد چو تو سوار به ميدان روزگار زمانه مقر و فلك معترف و ايام ملزم در آن كه تا بوالعجب باز فلك اين همه بازيهاى نغز از زير طاس قدر بيرون آورد و در هيچ قرن شاهى عادل [ تر ] و سلطانى منصفتر و خسروى بزرگتر از غازان محمود بر عرصهء بازيگاه جهان ننشست و او پادشاهى بود كه تمامى آثار و اخبار و مساعى و مبانى عدل امير المؤمنين عمر و داد انوشروان و تدبير منصور خليفه ناچيز گردانيد . و يكى از دلايل بخت جوان او آن بود كه به شرف اسلام معزز گشت و دين مصطفوى قبول كرد و در دين ثابتقدم و راسخ رأى بود و اعلام احكام شريعت به ذروهء اعلى رسانيد و اهل شرع و اسلام را تقويتى تمام كرد و امور ممالك و ضبط مصالح جهانبانى را نسقى پيدا گردانيد كه قصهء جمشيد و فريدون محو كرد . سخن او در كار مملكت مؤثرتر از بلارك « 7 » يمنى بود و جملهء امرا و اركان دولت كه هريكى خود را در اعلى مرتبه و رفيعتر درجهاى دانستندى در زمان او چون قنافذ « 8 » سر تسلط در جيب مطاوعت كشيدند و اگر العياذ باللّه اسبى از آن امير تومان در زرعى شدى و يك نيمه داخل زرع و يك نيمه خارج بودى به حكم ياساى او آن يك نيمه كه داخل بودى به صاحب ملك دادندى و خود كه را در ايام دولت و ياراى آن بودى كه نام « ظ » ظلم يا « ت » تعدى ببردى ؟ از كنار آب آموى تا آخر حدود مغرب همهء سلاطين و امرا از تيغ او چون خنجر بيد لرزان بودندى . مجموع رعاياى مملكت او مرفه و فارغ البال به عمارت جهان مشغول و در ضبط بلاد اساس محكم نهاد و جهودان را فرمود تا علامت بر دستارها بستند و زر و نقره را چنان صافى كرد كه در هيچ قرن نشان ندادند و عيار شهرها يكسان نهاد و مكاييل و موازين و ذراع زيادت كرد و يرليغ او هركجا رفتى با احكام شريعت محمدى عليه الصلاة و السلام برابر بودى و بتخانهها را به كلى برانداخت و امروز در هيچ ملك نيست كه بناى عمارت او نيست . و ميان بغداد وحله حفر نهرى كرد و آب فرات روان گردانيد و آن را « نهر غازانى »
--> ( 7 ) . بلارك به فتح « ب » و « ر » نوعى از فولاد جوهردار است كه از آن شمشير كنند و به معنى نوعى از شمشير هم به كار رفته . ( 8 ) . قنافذ جمع قنفذ به معنى خارپشت است .